پس اینکه تمامی اعضای مجمع بوکس خوزستان رای به برکناری منوچهر رضایی دادند و فدراسیون بوکس کشور نیز طی نامه شماره ۱۸۵/۳۶/۲۴۵ تاریخ ۱۸/۰۷/۱۳۸۵ حکم به عدم صلاحیت وی دادو رضایی را بر کنار کرد. هوشنگ احتمالی از بوکسورهای قدیم و دل سوخته این خطه را باستناد حکم شماره ۱۴۱۲۳/ق/۴/۲۰۹ تاریخ ۱۹/۰۷/۱۳۸۵ را بعنوان سرپرست هیئت بوکس خوزستان معرفی کرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 10:31 توسط مجید عبدالخانی
|

مصطفی رستمی متولد 4 فروردین 1324 در اهواز، وی ورزش را از دوران نوجوانی در رشته فوتبال آغاز کرد وبه عضویت تیم گمرک اهواز درآمد وسه سال در این رشته فعالیت می کرد که به دلیل آسیب دیدگی زانوی پای راست، از این رشته فاصله گرفت پس ازآن به رشته های پرورش اندام وکشتی روی آورد ومدتی نیز در این دو رشته ورزشی فعالیت کرد.
آغاز فعالیت در رشته بوکس
بالاخره درسال 1343 زیر نظر کریم صف شکن مربی باشگاه تاج سابق اهواز، تمرینات بوکس را آغاز کرد، استعداد وافر مصطفی رستمی در رشته بوکس باعث شد کمتر یک ماه وارد رینگ مسابقات استانی شود که در همان مسابقات عنوان دوم بزرگسالان استان خوزستان را کسب کرد. مصطفی به سرعت پله های ترقی را در این رشته ورزشی طی کرد و طولی نکشید که زنگ خطر را برای تمام بوکسورهای مطرح وزن 81 کیلو گرم ایران به صدا درآورد.
کسب عناوین کشوری وبین المللی
سال1346 دراولین مسابقات قهرمانی بزرگسالان کشور در اصفهان موفق به کسب مقام دوم شد وپس از آن به ترتیب عناوین زیر را در سطح کشورو میادین بین المللی کسب کرد.
سال1349 عنوان اول قهرمانی بزرگسالان کشور را در در شهر مشهد مقدس کسب کرد.

مصطفی رستمی روی سکوی قهرمانی کشور
در سال1350 در مسابقات قهرمانی کشور در اهواز اول شد ودر شب فینال مسابقات بوکسور قدر گیلا نی، حسن پور صفر را برد.
در سال 1351 در مسابقات قهرمانی کشوری در شیراز برای سومین سال پیاپی عنوان اول کشور را تصاحب کرد ودر شب فینال در یک بازی جنجالی حریف گیلا نی، فینال سال گذشته، حسن پور صفر را برای بار دوم شکست داد.
از سال 1347 تا 1350 چهار بار به طور پیا پی قهرمانی ارتشهای کشور را در وزن 81 کیلو گرم کسب کرد وهمچنین در طول این چهار سال موفق به کسب 2عنوان قهرمانی در سطح کل نیروهای مسلح کشور شد.

مصطفی رستمی در مبارزه با بهمن نکیسا(ریفری: کریم صف شکن)
عضویت در تیم ملی
در سال 1350 به عضویت تیم ملی بوکس کشور در آمد ودر همان سال به همراه تیم ملی برای انجام چند مسابقه دوستانه به کشور رومانی رفت، رستمی در این مسابقات دوستانه علاوه بر یک برد و یک باخت موفق به در یافت حکم وکاپ اخلاق شد و در همان سال به همراه تیم ملی ارتش ایران به مسابقات بوکس ارتشهای جهان ( سیزم ) به کشور هلند اعزام شد ودر این مسابقات با برتری به بوکسور سیاه پوست ازکشور غنا عنوان سوم ارتشهای جهان را کسب کرد.

شکست دادن بوکسور آمریکایی
در سال 1351 مجددا به همراه تیم ملی ارتش ایران به مسابقات ارتشهای جهان ( سیزم ) به کشور ایتالیا رفت و مجددا مقام سوم ارتشهای جهان را به خود اختصاص داد، وی در این پیکارها توانست ولیامز بوکسور قهرمان سیاه پوست آمریکایی را در راند سوم ناک اوت کند.

مصطفی رستمی در مبارزه با بوکسور آمریکایی
مصطفی رستمی از اواخر سال 1351 تا 1356 از رشته بوکس فاصله گرفت واز سال 1356 به عنوان مربی باشگاه تاج سابق و استقلال اهواز فعلی فعالیت خود را آغاز کرد.
تعطیلی بوکس کشور از سال 1359 تا 1368
پس از راه اندازی بوکس کشور در سال 1368 مجددا به عنوان مربی باشگاه بوکس استقلال یا تاج سابق فعالیت خود را شروع وتا کنون با همین عنوان در بوکس خوزستان فعالیت می کند.
شاگردان مربی


مصطفی رستمی توانست در طول مربیگری خود تا کنون به عنوان یکی از زبده ترین مربیان این رشته در کشور و استان خوزستان، شاگردانی را در سطح کشور و تیم ملی تحویل جامعه ورزشی استان و کشور دهد، از جمله این ورزشکاران عیدی محمد گله دار، بهزاد کردونی، حسن بهار لوئی، جاسم نادر نژاد، بهرام مومنی، محمود رحیمی که این 6 تن در هشت سال دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
دیگر شاگردان رستمی را می توان: محمد امین مستی پور، امیر نادری، محمد علی اکبر نیا، رضا رضایی، آرش عرب پور، مجید عبدالخانی، غلامرضا افشار، شهاب حسون، محمد رضا روشندل، فرهاد باقری،امین زنگنه و ... نام برد.

+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:28 توسط مجید عبدالخانی
|
|
|
|
صحنه هاى خشن، انسانى كه گوش انسان ديگرى را مى جود. فواره خون روى صورت آدمها. مشتى كه دندانها را در دهان مى شكند. نگاه غضب آلود با چشمانى سرخ شده. وحشت از ضربه مغزى. اصابت دردآور سر به گوشه رينگ و...! نه! اين همه واقعيت نيست. گزارشى كه خواهيد خواند ثابت مى كند ورزش مشتزنى «بوكس» كه به صورت آماتور برگزار مى شود مى تواند سرشار از كلمات زيبايى چون هيجان، سلامت و مهر باشد. تعجب نكنيد. سالها از نقش اين ورزش مدال آور غافل بوديم و شايد حالا وقتش باشد كه با يك «آپركات» دوستانه بيدار شويم. فراموش نكنيد فوتبال چهارمين ورزش خشن دنيا است و مشتزنى چهاردهمين! و همين براى آنكه ثابت شود مشتزنى هيچ ارتباطى با جدالى غيرانسانى ندارد كافى است.
از سواحل جنوبى تا پايتخت
اگرچه منابع خاصى براى بررسى تاريخ دقيق ورود ورزش مشتزنى به ايران وجود ندارد ولى به نظر مى رسد ردپاى آن را بايد در سالهايى جست وجو كرد كه جنگ جهانى دوم جريان داشت. سواحل جنوبى توقفگاه كشتى هايى بود كه با خود سربازان خارجى را حمل مى كردند. سربازان در اسكله ها به تمرين مشتزنى مى پرداختند و جوانان و نوجوانان ايرانى با كنجكاوى به آنها مى نگريستند. هيجان اين ورزش برايشان جذاب بود و به همين دليل كم كم آن را فراگرفتند. از يك افسر آمريكايى به نام «باستركروبل» به عنوان نخستين كسى ياد مى شود كه وسايل اين ورزش را به ايران آورد. او مديريت كالج اروميه را بر عهده داشت و جوانان ايرانى را در اين منطقه آموزش مى داد. اما چه كسى آن را به تهران آورد؟ «فايت»، مهندسى اهل كشور چك اسلواكى بود كه در سال ۱۳۱۴ وسايل مشتزنى را به تهران آورد و در كمپانى «اشكودا» مشغول كار شد. «فايت» از قهرمانان سنگين وزن اروپا بود و ادعا داشت مى تواند ماكس شملينك آلمانى را شكست دهد.
يك ايرانى به نام «حسن ماسيست» تصميم گرفت مبارزه اى با فايت در تهران انجام دهد اما اين مسابقه هيچگاه برگزار نشد تا پروسه رشد روال طبيعى خود را طى كند. مشتزنى از همان سال ۱۳۱۴ در مشهد و بوشهر نيز آموزش داده مى شد. منوچهر مهران (يكى از نخستين باشگاهداران ايرانى) و حسين بنايى، مؤسس سازمان پيشاهنگى از مهندس فايت درس گرفتند. پس از پايان جنگ جهانى دوم (۱۳۲۰ ش) و خروج آمريكاييان از ايران، مقدارى وسايل مشتزنى در اختيار مشتزنان كشورمان قرار گرفت. حتى مسابقه اى در خيابان اميرآباد برگزار شد كه مرحوم مهندس جمشيد آبادى توانست براى اولين بار يك آمريكايى را مغلوب كند. «ادى اشپاتو» حريفى بود كه از پس جمشيدآبادى برنيامد.
اما مشتزنى ايران، توسعه كلاسيك خود را مديون عبدالله نادرى است. اين وزنه بردار در سال ۱۳۲۱ از «پل دولين» كه مسؤوليت ورزش آمريكايى ها در تهران را بر عهده داشت خواست يك رينگ مشتزنى را در باشگاه راه آهن نصب كند. از آن روزها بوكس فراگير شد. دولت در سال ۱۳۲۳ خورشيدى به دانشگاهها، آموزشگاهها و مراكز نظامى دستور داد تا اين ورزش را به صورت جدى در دستور كار خود قرار دهند. نخستين مسابقه رسمى كشور در سال۱۳۲۵ و در پارك شهر تهران برگزار شد. اولين تيم ملى نيز با تلاش عبدالله نادرى در سال ۱۹۴۸ ميلادى ، خود را براى حضور در المپيك هلسينكى آماده كرد و اين سرآغازى بود بر تولد يك رشته المپيكى جديد در ايران.
اما تمام ماجرا چنين نبود. ايران در بازيهاى آسيايى بمبئى توانست يك طلا، يك نقره و دو برنز بگيرد ولى پس از آن به خوابى ۱۰ساله فرورفت. فعاليت بوكس از سال ۱۳۵۸ خورشيدى متوقف شد و اين توقف تا سال ۱۳۶۸ ادامه داشت. پايان جنگ ، پايان خواب ۱۰ساله بود. هرچند مخالفتهايى وجود داشت ولى...!
وحشت از صدمات مغزى
در سايت فدراسيون مشتزنى آمده است: «اگر بخواهيم به خاطر ايجاد جراحت يا صدمات منجر به كبودى كه مشمول احكام ديه مى شود ورزش مشتزنى را متوقف يا ممنوع كنيم قطعاً بايد بسيارى از ورزشهاى ديگر را مورد ترديد قرار دهيم. البته براساس حكم حضرت آيت الله اراكى قدس سره چنين ضرباتى شامل ديه نمى شود. بنابر نظر ايشان، اينگونه ورزشها از نوع سبق ورمايه اند و جراحات ناشى از آن موجب پرداخت ديه و يا رد مظالم نمى شود.»
آنچه مشتزنى را به تابويى از وحشت و ضربات مرگ آور تبديل كرده مشتزنى حرفه اى است كه سر و صورت هيچ حفاظى ندارند. در مقابل، مشتزنى آماتور با وضعيتى كاملاً متفاوت روبرو است. يك محقق ايرانى به نام محسن فلاتى در سال ۱۳۷۶ تحقيقى انجام داد كه مشخص مى كرد بوكس آماتور ايران در كوتاه مدت، بلندمدت و حتى در زمان تمرينات جدى و سخت موجب بروز اختلال در عملكرد نورو سايكولوژيك بوكسورها نمى شود. تحقيقات ديگرى كه توسط پژوهشگران دانشگاه «مينه سوتا» انجام شد نتيجه جالبى داشت : «ضايعات مزمن مغزى - نخاعى كه منجر به بيمارى هاى سيستم اعصاب مركزى C.N.S مى شوند و بيماريهاى نظير آلزايمر، پاركينسون، ام اس و ... را به وجود مى آورند ارتباطى با صدمات وارده به جمجمه از طريق اين ورزش نداشته و طبق يافته هاى علمى و اثبات شده، نورولوژى به عوامل مختلف نظير ويروسها، مسائل ژنتيكى و حتى عوامل ناشناخته بستگى دارد. لذا بروز بيمارى پاركينسون در مشتزنى نظير محمدعلى كلى دليلى بر تأثير منفى ضربات مشت بر بروز اين بيمارى نيست.» فراموش نكنيد محمدعلى كلى يك مشتزن حرفه اى بود. بى هيچ حفاظى مبارزه مى كرد امامسؤولان فدراسيون مشتزنى ايران در تلاش اند به افكار عمومى و مسؤولان بفهمانند مشتزنى آماتور كه در دستور كارشان قرار دارد در تفاوتى عميق با مشتزنى حرفه اى به سر مى برد. با اين حال ترديدها هنوز باقى هستند. خواب ده ساله اين رشته ورزشى ما را از قافله َآسيا عقب انداخت و حتى بيدارى مجدد نيز مشكلات خاص خود را داشت . اما بزرگترين مشكل چه بود؟ آيامسائل مالى مى تواند سد راه احياى دوران طلايى مشتزنى ايران لقب گيرد؟ پاسخ اين است : «خير!» . مشكل جاى ديگرى بوده و هست ولى شايد در آينده مشتزنى با اين مشكلات روبرو نباشد.
رويكرد جديد صدا و سيما
اگرچه جامعه مشتزنى توانست سرانجام به خاموشى ده ساله پايان دهد ولى اين كافى نبود. صدا و سيما پخش تصاوير مسابقات بوكس را از دستور كار خود كنار گذاشته و هيچ پيكارى به صورت زنده و ياحتى غيرزنده روى آنتن نمى رفت. اگرچه گهگاه نشانه هايى از رويكرد تازه ديده مى شد ولى اين نشانه به اندازه كافى قوى نبودند.
حدود ۴ سال پيش شبكه تلويزيونى مركز آبادان تصاويرى چندثانيه اى از مسابقات مشتزنى شكست حصر آبادان را پخش كرد ولى باز هم اتفاق خاصى نيفتاد. نشان دادن يك تصوير ثابت [عكس ] از مسابقات مختلف بوكس در تمام اين سالها به هنگام پخش اخبار ورزشى و خبرخوانى مجرى روى آن تصوير پيرامون ديدار انجام شده نهايت پوششى بود كه تلويزيون انجام مى داد. همين مشكل فضا را محدود كرد. اسپانسرها حاضر نبودند روى ورزشى سرمايه گذارى كنند كه صدا و سيما تصاوير آن را پخش نمى كند.
فريبرز شمس ، دبير فدراسيون مشتزنى ايران مى گويد: «قول مى دهم اگر تلويزيون بازيهاى ما را پخش كند بر تعداد مدال ها افزوده مى شود. الآن بعضى ورزشكاران جذب رشته هاى ديگر شده اند چون مى بينند در آنجا بهتر مى توانند مطرح شوند: الآن ووشو كه بسيار درگيرانه تر از بوكس است پخش مى شود و اين جاى سؤال دارد.»
با اين وصف نمى توان رويكرد جديد صدا و سيما را ناديده گرفت. طى ۱۵ روز گذشته تصاوير چنددقيقه اى از مسابقات مشتزنى قهرمانى آسيا پخش شد كه همه را غافلگير كرد. مشتزنان ايران نيز نتايج نسبتاً خوبى كسب كردند تا فريبرز شمس بگويد: «مطمئن هستم هر رشته اى مدال بياورد صدا و سيما نيز از آن حمايت خواهد كرد. درمورد بوكس ، ابتدا مقاومتهايى وجود داشت ولى ما الآن فعاليت گسترده اى داريم. پخش مسابقه ها باعث جذب اسپانسر مى شود و در نتيجه افزايش تعداد ورزشكاران اين رشته را شاهد خواهيم بود. به تبع آن بارى از دوش نظام برداشته مى شود چون مشتزنى ورزشى است كه قابليت جذب طيف هاى مختلف جامعه را دارد. برون فكنى فردى در محيط هاى آموزشى اين رشته علاوه بر تخليه روحى سلامت جامعه را به دنبال خواهد داشت.»
آيا مى توان اميدوار بود تلويزيون پخش مسابقات مشتزنى را در دستور كار خود قرار دهد؟ شمس تأكيد مى كند: «مبلغ درخواستى ما در سال ،۸۳ ششصدميليون تومان بود كه تنها ۹۰ ميليون در اختيار فدراسيون قرار گرفت. اگر بخواهيم آن را ميان بوكسورهاى كشور تقسيم كنيم حدوداًبه هر۴۰ نفر يك جفت دستكش مى رسد. در كوبا براى هر ورزشكار تقريباً ۵ ميليون دلار هزينه مى شود تا پروسه قهرمانى را طى كند و ما به دليل نداشتن اسپانسر با مشكلات مختلفى روبرو هستيم. الآن وقتى براى يك دوره مسابقه به خارج از كشور مى رويم بايد آنقدر صرفه جويى كنيم كه حد وحساب ندارد. وقتى ورزشكار بعداز آن همه تعريق، آب معدنى مى خواهد، نمى توانيم بگوييم نداريم، برايت بخريم! مجبور هستيم هزينه ها را به طرق مختلف تأمين كنيم جالب آنكه سازمان به ما مى گويد شما مازاد هزينه كنيد تا هنگام بازگشت پرداخت كنيم. ولى عملاً چنين اتفاقى نمى افتد. وقتى به امورمالى سازمان تربيت بدنى مى رويم مى گويند نمى دهيم. خب با اين شرايط بايد چه كنيم؟ جز آنكه اميدوار به پخش مسابقه ها و ترغيب اسپانسرها براى حمايت از اين ورزش باشيم؟
به اعتقاد شمس و دوستانش تبديل كردن قاب ثابت به تصاوير ۳۰ الى ۴۰ ثانيه اى چنان تأثيرى بر ورزشكاران اين رشته داشته است كه مى توان گفت بخشى از موفقيت هاى اخير را مديون همين پخش چندثانيه تصوير مسابقات هستند.
هرچند نمى توان وقوع حوادثى دراين ورزش رزمى كه همانند ساير رشته هاى رزمى امكان وقوع دارد را ناديده گرفت. حادثه ضربه خوردن به سر «مك برايد»، مشتزن ۱۸ ساله اى كه منجر به بى هوشى و مرگ وى شد تا مدتها در اذهان باقى مى ماند. ولى مى توان پرسيد مگر ورزشهايى مانند فوتبال و كشتى طى يكى - دو سال گذشته هيچ بازيكنانى را به كام مرگ فرونبرده است؟
شيرباش
شمس به خشن بودن مشتزنى اعتقادى ندارد؛ «بوكسورى كه مشتزنى را به صورت كلاسيك دنبال مى كند هيچگاه به مسائل غيراخلاقى روى نمى آورد. مشتزنى يك هنر است. ما شعارى داريم كه مى گويد شيرباش و به آرامى ازكنار آهو بگذر.
خوشبختانه در سالهاى گذشته مخالفت با اين ورزش هر روز كمرنگ تر مى شود و اميدواريم بتوانيم در بازيهاى دوحه و پكن به نتايج خوبى دست يابيم. البته اگر حمايت شويم.»
اكنون برخى از قهرمانان و مربيان مطرح ايرانى مشتزنى جهان درخارج از كشور به سرمى برند. سيدابراهيم موسوى قهرمان انگليس است و مهيار منشى پور قهرمان جهان. ايوب قدشچى نيز به عنوان يكى از مربيان طراز اول تركيه فعاليت مى كند. نمونه هاى اينچنينى فراوان هستند ولى براى فدراسيون مشتزنى فعلاً دوچيز دراولويت قراردارد: جذب حاميان مالى مناسب و مدال آورى.
و تلويزيون مى تواند نقشى در رديف سطح اول براى زندگى دوباره اين ورزش درايران داشته باشد. ازسويى اعتبار تخصيصى مشكل ديگرى راايجاد كرده است. دبير فدراسيون مشتزنى مى گويد: اعتبار هر فدراسيون براساس برنامه هاى آن فدراسيون بايد تخصيص داده شود و نه اينكه از ما بخواهند برنامه هايمان را طبق بودجه تخصيصى تدوين كنيم. ايران سال گذشته در مكان نهم رده بندى مشتزنى آماتور آسيا قرارداشت و امسال با چهار پله صعود در مكان پنجم قرارگرفتيم. آنها خيلى اميدوار به ارتقاى اين سطح هستند؛ اگر اتفاقات منفى دوباره سربلند نكنند. مشتزنى ورزشى وحشيانه نيست و حتى مى تواند طبعى بسيار آرام به ورزشكارانش هديه كند. چون رمقى براى برون فكنى انرژى هاى منفى باقى نمى گذارد. محمدعلى كلى حالا به يك شخصيت برجسته امور بشردوستانه تبديل شده است. او از كودكان جهان حمايت مى كند و حتى در سال ،۱۳۷۲ براى محكوم كردن جنايات صربها و حمايت از مردم بوسنى و هرزگوين به تهران آمد.
درايران نيز نمونه ها فراوان اند. كافى است چند دقيقه كنار پرويز پلوزاده، قهرمان سالهاى دور مشتزنى ايران بنشينيد. متانت و بردبارى او شما را شگفت زده مى كند. پيرمرد كه هنوز دستان قوى خود را حفظ كرده در برابر جامعه كاملاً كرنش مى كند. بى هيچ نيرنگى.
واين راز بزرگ ورزشى است كه برخى به غلط آن را انسانى نمى دانند
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 16:32 توسط مجید عبدالخانی
|
|
مسابقات بوكس قهرماني كشور در رده نوجوانان با مشخص شدن قهرمانان اوزان مختلف به كار خود خاتمه داد. در اين دوره از مسابقات كه از هفته گذشته در سالن تربيت بدني مجتمع دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن شروع شده بود بيش از 22 تيم از سراسر كشور در وزن هاي مختلف باهم به رقابت پرداختند. در پايان اين مسابقات،مسعود نكويي از سمنان در وزن 46 كيلوگرم ، اميرمرادي از تهران در وزن 48، مصطفي اماملو از تهران در 51، محمد سيم جواز اصفهان در 54، توحيد غلام زاده در 57، شهريار ديسي از تهران در 60 ، عرفان غفاري از اصفهان در 64 ، امير حسين قرباني از تهران در 69 و محمد كلاسنگياني از استان گلستان در وزن 75 كيلوگرم با غلبه بر حريفان خود به مقام قهرماني دست يافتند. در رده بندي تيمي، تيم تهران با اقتدار و با 36 امتياز قهرمان شد. اصفهان توانست با 16 امتياز به مقام نايب قهرماني دست يابد و تيم آذربايجان غربي هم با 12 امتياز رتبه سوم را كسب كرد و جام اخلاق اين بازي ها هم به تيم خوزستان رسيد. حضور مقامات رسمي منطقه و فدراسيون بوكس كشور از جمله ناطق نوري نايب رئيس فدراسيون آسيا و رئيس فدراسيون بوكس كشور و همچنين فرماندار دماوند و بخشدار رودهن گرمي خاصي به بازي هاي روز پایانی داده بود. |
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 16:24 توسط مجید عبدالخانی
|
• ۱۹۴۲
خيلى از ما كم و بيش از محمدعلى كلى، بوكسور آمريكايى كه به دين اسلام گراييد و حتى به ايران نيز آمده، شنيده ايم. اما اين روزها چه فكرى در سر او وجود دارد؟ اين فكرى است كه از زبان خود او جارى شده است: «به سندرم پاركينسون دچار هستم، البته درد ندارم اما اگرهاى زيادى هست. اگر سالم بودم، اگر دو مبارزه آخر خود را مى بردم، ... همه اين اگرها به اينجا مى رسند كه اگر اتفاق مى افتادند، مردم از من مى ترسيدند. اما به جاى آن الان براى من متاسف هستند. مردم بر اين باور بودند كه من سوپرمن هستم اما حالا مى گويند: ببين! اين هم مثل ماست و مشكلات خودش را دارد.» اينها همه از زبان قهرمان بوكس ادا مى شود. او كه هميشه بر اين باور بوده قهرمانى نبايد او را از مردم جدا كند.در چنين روزى با عنوان اصلى «كاسيوس مارسلوس كلى جونيور» در سال ۱۹۴۲ به دنيا آمد. به تدريج و در عمر حرفه اى ورزشى خود به مردى مشهور شد كه پاى عقايد و تفكرات خود ايستاده است. پس از گرايش به دين اسلام نام محمدعلى را براى خود برگزيد. سبك او در مبارزه مشهور به «شناور چون پروانه و گزنده چون زنبور» بود. در سال ۱۹۶۰ و در بازى هاى المپيك در مبارز ات بوكس سنگين وزن مدال طلا را به دست آورد و كمى بعد عنوان قهرمانى جهان را به دست آورد كه محبوبيت و شهرت او از مرزهاى آمريكا بيرون رفت. محمدعلى، نمونه بارز ورزشكارى جنجال برانگيز و از چهره هاى شاخص قرن بيستم است كه اين روزها با بيمارى پاركينسون در جدال است.محمدعلى كه در لوئيز ويل، كنتاكى به دنيا آمده، در محيطى كه به لحاظ اجتماعى طبقه متوسط به شمار مى آمد، بزرگ شد.پدر محمدعلى نقاش ساختمان و مادرش نظافتچى بود. على دوست داشت كه روزهاى يكشنبه با برادر خود رودولف والنتينو كلى (كه بعد به رحمان على تغيير نام داد) به كليساى باپتيست ها برود. وضع مالى آنها در مدرسه خوب نبود و على بيشتر به بوكس علاقه داشت تا درس و شاهد آن نخستين بارى بود كه او به بوكس علاقه مند شد و ۱۲ سال بيشتر نداشت. در آن سال دوچرخه على را دزديدند و او گزارش سرقت دوچرخه خود را به پليسى به نام «جان الزبى مارتين» داد و او على را به رينگ بوكس دعوت كرد. مارتين باشگاه بوكس جوانان داشت و او در آن باشگاه حركت پا و دست را به على آموزش داد. در دبيرستان يك بوكسور خوب شد و توانست ۱۰۰ مسابقه از ۱۰۸ مسابقه را با پيروزى به پايان ببرد و ۱۸ ساله بود كه در المپيك رم مدال طلا را به دست آورد.به عنوان يك بوكسور حرفه اى بيشتر از حد با رسانه ها ارتباط داشت در حالى كه در فهرست قهرمانان بوكس سنگين وزن رتبه نهم در اختيار او بود. در واقع اين محمدعلى بود كه اصطلاح «كرُى» خواندن را وارد بوكس حرفه اى كرد و هميشه پيش از مبارزات خود مفصل با رسانه ها مصاحبه كرده و رقباى خود را به نقد مى كشيد. ۲۲ ساله بود كه با هيستون مبارزه كرد و توانست در يك مبارزه زيبا و حركاتى كه به رقص مى مانست، رقيب خود را شكست داده و عنوان قهرمانى سنگين وزن دنيا را به دست آورد.فارغ از فعاليت هاى ورزشى منحصر به فرد، على در زندگى اجتماعى و سياسى نيز تاثير داشت. پس از اينكه اجازه ندادند چون سياهپوست است وارد محوطه پارك فانتين شود، مدال طلاى خود را به رودخانه انداخت و در مصاحبه اى گفت: «آن مدال طلا هيچ ارزشى ندارد اگر قرار اين باشد كه برادران و خواهران من در كشورى تحقير شوند كه من به عنوان نماينده آن مدال طلا گرفته ام.»آن زمان تحت تاثير مالكوم ايكس در ميامى قرار گرفت و تصميم گرفت به دين اسلام وارد شود.در ۱۹۶۵ و بر سر مقام قهرمانى جهان بار ديگر با هيستون مبارزه كرد و او را شكست داد. در همان سال از او خواستند تا در اعزام نيرو به ويتنام شركت كند كه با امتناع از آن خبرساز شد. علاوه بر اين بسيارى از رسانه ها به دليل گرايش به اسلام با او مخالف بودند و هجمه اى عظيم را عليه او آغاز كردند اما على در تلويزيون حاضر شد و گفت: «ويت كنگ ويتنام تا به حال به من هيچ اعتراض يا بى حرمتى نكرده كه بخواهم با او مبارزه كنم.» دادگاه او را به پنج سال زندان محكوم كرد كه در مرحله تجديدنظر على از زندان بيرون آمد و سه سال بعد محكوميت او لغو شد. در ۱۹۷۱ با جو فريزر مبارزه كرد كه در دسته سنگين وزن قهرمانى صاحب نام بود و به او باخت. در ۱۹۷۴ انتقام خود را گرفت و با يك تكنيك جديد توانست پيروز شود. در سپتامبر ۱۹۷۵ و بار سومى كه اين دو با هم روبه رو مى شدند باز اين على بود كه برنده نهايى اعلام شد. در ۱۹۷۸ به لئون اسپينكس باخت اما يك سال بعد مقام خود را براى بار سوم پس گرفت و در ۱۹۷۹ خود را با ۵۹ پيروزى و ۳ شكست بازنشسته كرد.به دليل بى فكرى مالى در زندگى، يك سال بعد تصميم گرفت براى درآمد دوباره به رينگ بازگردد و در ۱۹۸۰ با هلمز مبارزه كرد و با باخت تكنيكى در راند يازدهم بازنده شد. يك سال بعد و در ۴۰ سالگى با بربيك مبارزه كرد و بازهم باخت و تعداد باخت هاى خود را به پنج رساند. در ۱۹۸۲ وضع جسمى او وخيم شد و نشانه هاى پاركينسون خود را نشان داد. هر چند او از ورزش كنار رفت اما در صحنه هاى فعاليت سياسى و بشردوستانه همواره حاضر بود و به ستاد انتخاباتى جيمى كارتر رفت و در ۱۹۸۵ به عنوان عضو ديپلمات هاى آمريكايى براى آزادى گروگان هاى آمريكايى به لبنان رفت. در ۱۹۹۶ و در المپيك آتلانتا افتخار آتش زدن مشعل المپيك را به دست آورد. على چهار بار ازدواج كرده و ۹ فرزند دارد. يكى از دختران او به نام «ليلا» در حال حاضر بوكسور است.
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 16:15 توسط مجید عبدالخانی
|
رييس هيات بوكس استان خوزستان گفت : مسابقات بوكس گراميداشت شكست حصر آبادان در تاريخ اعلام شده برگزار نخواهد شد وبه تعويق افتاد
قبلااعلام شده بود اين مسابقات از روز ۳۰شهريورماه جاري به مدت سه روز درآبادان برگزار خواهد شد.
منوچهر رضايي اظهارداشت: درنشستي كه روز يكشنبه دراداره كل تربيت بدني خوزستان برگزارشد، مقررشد اين مسابقات كه پانزدهمين دوره آن محسوب ميشود بعدازماه مبارك رمضان و درهفته تربيت بدني بدني برگزارشود.
وي اضافه كرد: علت به تعويق افتادن اين مسابقات عدم اعلام آمادگي به موقع تيمهاي مطرح بوده است .
رضايي اظهارداشت :دراين جلسه كه افشين مولايي معاون فني اداره كل تربيت بدني خوزستان شركت داشت همچنين مقررشد علاوه بر این تيمهاي بوكس كشورهاي كويت ،عراق وتاجيكستان از ۱۰استان صاحب عنوان بوكس كشور براي شركت دراين مسابقات دعوت شود.
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 16:2 توسط مجید عبدالخانی
|
اسامی داوران بوکس فعال استان خوزستان
از چپ به راست:عادل رضاپورـ اسفندیار صفایی ـ مجید عبدالخانی ـ غلامعلی نوری جعفری ـ تمیم ـ حسن کاووسی ـ غلام بختیاری ـ علی محمدی ـ امیر صفاران ـ طلائی
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 17:59 توسط مجید عبدالخانی
|

این روزها مسئولین بوکس خوزستان به جای توسعه این رشته در سطح استان و کشور و تلاش برای بالا بردن سطح کمی و کیفی این رشته و رساندن آن به جایگاه اصلی خود که از گذشته خود فاصله گرفته است، سرگرم شکایت کردنها، نامه نگاری وخط ونشان کشیدن ها برای این وآن هستند.
در خصوص وضعیت به وجود آمده در بوکس این خطه غلامعلی نوری جعفری مسئول کمیته داوران بوکس خوزستان در گفتگو با خبر نگار ما گفت: از زمان تصدی منوچهر رضائی به عنوان رئیس هئیت بوکس خوزستان این شعار را بارها تکرار کرده که من قصدم خدمت وارتقای این رشته است که متاسفانه تاکنون عکس این موضوع رویت شده وبا رفتار وبرخوردهای نا هنجار خود باعث آزار و دل چرکین کردن قریب به اتفاق زحمت کشان این رشته شده است.
وی افزود: در طول 50 سال سابقه این رشته در استان خوزستان سابقه نداشته که اختلافات داخلی به بیرون رخنه کند ولی از زمان حضور ایشان به عنوان رئیس هیئت این اختلافات به دادگاه، جراید محلی و کشوری وفدراسیون بوکس کشور کشیده شده است.
مسئول کمیته داوران بوکس خوزستان تصریح کرد: در واقع مدتی است که بوکس خوزستان را با اختلافات ودر گیری های داخلی آن می شناسند نه با افتخاراتش، متاسفانه بارها دوستانه به رضایی رئیس هئیت توصیه کردیم که در رفتار وبرخوردهای خود تجدید نظر کند، ولی کو گوش شنوا.
نوری جعفری یاد آور شد: برای حل این مشکل ودر واقع برکناری رضایی دو ماه پیش به در خواست تمامی اعضای مجمع بوکس جلسه فوق العاده ای با حضور نماینده فدراسیون بوکس کشور ومدیر کل تربیت بدنی استان تشکیل داده شد که در این جلسه با پا در میانی خلیل صخراوی مدیر کل تربیت بدنی خوزستان یک مهلت دو ماهه به رضایی داده شد که نسبت به رفتار ومدیریت خود تجدید نظر کند.
وی افزود: متاسفانه رضایی در طول این دو ماهه به رفتار و برخوردهای گذ شته خود ادامه داد وشاهد بودیم که بلا فاصله بعد از مجمع فوق العاده در نامه ای کتبی در چهار صفحه به اعضای مجمع اهانت کرد و عده ای از زحمت کشان این رشته را مورد تهمت وافترا قرار داد.
نوری جعفری خاطر نشان کرد: بالاخره پس از اتمام مهلت دو ماهه شنبه یک مهر ماه به در خواست تمام اعضای مجمع وحضور مجدد نماینده فدراسیون بوکس کشور، مجمع تشکیل جلسه داد وتمام اعضا رای به برکناری رضایی دادند این درحالی بود که وی از تشکیل این مجمع اطلاع داشت ولی در مجمع حاضر نشد. که از این برخورد وی این گونه استنباط می شود که رضایی از رای و تصمیم مجمع پیشا پیش اطلاع داشته ونمی خواسته با اعضای مجمع که دو ماه پیش به آنها تعهد داده بود رودررو شود.
وی تاکید کرد: اگر رضایی رئیس هئیت بوکس وقت وانرژی را که صرف در گیری وخط و نشان کشیدن برای این وآن وشکایت کردنها را صرف مشکلات بوکس این خطه کرده بود به یقین حال وروز بوکس خوزستان اینگونه نمی شد.
رئیس کمیته داوران بوکس خوزستان یاد آور شد: سال گذشته بوکس خوزستان جزء چهار تیم شاخص لیگ برتر بوکس کشور قرار گرفت و نیز هیئت بوکس استان می بایست تا آخر خرداد ماه امسال تیمی را به سازمان لیگ برتر بوکس کشور معرفی می کرد که متاسفانه سهل انگاری وسوء مدیریت رضایی باعث شد سهمیه حضور در لیگ برتر بوکس کشور را از دست بدهیم.
نوری جعفری توضیح داد: بعد از تصمیم مجمع مبنی بر برکناری رضایی وی در مصاحبه ای با خبرنگار ورزشی یکی از روزنامه های محلی استان تمامی اعضای مجمع را مورد اهانت، تهمت وافترا قرار داده است.
وی با بیان اینکه خواهان بازگشت آرامش به بوکس خوزستان هستیم افزود: منوچهر رضایی باید این حقیقت را باور کند مجمعی که وی را به عنوان رئیس هیئت منصوب کرده، این حق وتوانایی را دارد که اورا برکنار کند.
نوری جعفری تصریح کرد: اگر کسی هدفش خدمت باشد برایش فرقی نمیکند در چه سمتی خدمت کند ودر واقع اصرار منوچهر رضایی برای تصدی رئیس هیئت بوکس استان عجیب است وبرای کسی باور کردنی نیست که فقط هدفش خدمت باشد.
۰۵/۰۷/۱۳۸۵
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 20:1 توسط مجید عبدالخانی
|